
هے رفيــق (!)
ازتوچـﮧ{؟}پنهاכּ
آﬤҐ هاآنقـﬤر ﬤورҐ زﬤه انـﬤ
ڪـﮧ بعيـﬤنيست
يڪے ازهميـכּ روزها
ميـﬤانے رابـﮧ نامـҐ ڪننـﬤ (!؟)
نظرات شما عزیزان:
AvA 
ساعت13:39---16 تير 1392
ba eftekhar link shodi azizam
maryam 
ساعت16:15---4 بهمن 1391
کودکی به پدرش گفت: «پدر دیروز سر چارراه حاجی فیروز دیدم.
بیچاره! چه اداهایی از خودش در می آورد تا مردم به او پول بدهند،ولی پدر،من خیلی
از او خوشم آمد،نه به خاطر اینکه ادا در می آورد و می رقصید،به خاطر اینکه چشم
هایش خیلی شبیه تو بود ...»
از فردا،مردم حاجی فیروز را با عینک دودی سر چارراه می دیدند ...