
آرامتـر بـرو
احـسـاسـات مـن
در برهـه ای از خاطـرات
بـه دنبالت میـدود
و گاه از شـدت تپـش هـای بغـض
بـه زمیـن میـخورد
بگذارآرام آرام رفتنت را باور کنم
آهـای با تـوام!
آرامتـر بـرو
نظرات شما عزیزان:
چیا 
ساعت18:02---24 دی 1391
لینک شدی عزیز بی زحمت منوبلینک!
رامین 
ساعت1:00---23 دی 1391
یا برده هستی؟
پس دوست نتوانی بود
آیا خودکامه هستی؟
پس دوستی نتوانی داشت
در زن دیر زمانی است که برده ای و خودکامه ای نهان گشته اند از این رو زن را توان دوستی نیست او عشق را می شناسد و بس . فردریش نیچه
alone77 
ساعت10:20---20 دی 1391
سلام نوشته هات قشنگن...gif)
میای وبم سر بزنی؟ خوشحال میشم